تبليغاتX
منمشتعلعشقعلیمچهکنم
+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط حمید  | 

گفت پيغامبر علي را کاي علي

شير حقي پهلوان پردلي

ليک بر شيري مکن هم اعتماد

اندر آ در سايه‌ي نخل اميد

اندر آ در سايه‌ي آن عاقلي

کش نداند برد از ره ناقلي

ظل او اندر زمين چون کوه قاف

روح او سيمرغ بس عالي‌طواف

گر بگويم تا قيامت نعت او

هيچ آن را مقطع و غايت مجو

در بشر روپوش کردست آفتاب

فهم کن والله اعلم بالصواب

يا علي از جمله‌ي طاعات راه

بر گزين تو سايه‌ي خاص اله

هر کسي در طاعتي بگريختند

خويشتن را مخلصي انگيختند

تو برو در سايه‌ي عاقل گريز

تا رهي زان دشمن پنهان‌ستيز

از همه طاعات اينت بهترست

سبق يابي بر هر آن سابق که هست

چون گرفتت پير هين تسليم شو

همچو موسي زير حکم خضر رو

صبر کن بر کار خضري بي نفاق

تا نگويد خضر رو هذا فراق

گرچه کشتي بشکند تو دم مزن


گرچه طفلي را کشد تو مو مکن

دست او را حق چو دست خويش خواند

تا يد الله فوق ايديهم براند

دست حق ميراندش زنده‌ش کند

زنده چه بود جان پاينده‌ش کند

هرکه تنها نادرا اين ره بريد

هم به عون همت پيران رسيد

دست پير از غايبان کوتاه نيست

دست او جز قبضه الله نيست

غايبان را چون چنين خلعت دهند

حاضران از غايبان لا شک به‌اند

غايبان را چون نواله مي‌دهند

پيش مهمان تا چه نعمتها نهند

کو کسي کو پيش شه بندد کمر

تا کسي کو هست بيرون سوي در

چون گزيدي پير نازک‌دل مباش

سست و ريزيده چو آب و گل مباش

ور بهر زخمي تو پر کينه شوي

پس کجا بي‌صيقل آيينه شوي

 

مولوي

 

راستی ذکر یاعلی یادتون نره

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

ولادت و حسب و نسب

بنا بنوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقه‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏ 
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى ميكرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مينمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا باين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى ميديد و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد.

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3)

و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد:

و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4)

يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او واين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آنحضرت بعلى چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسينه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود.

يا رب هذا الغسق الدجى‏ 
و القمر المبتلج المضى‏ء 
بين لنا من حكمك المقضى‏ 
ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

هاتفى ندا كرد:

خصصتما بالولد الزكى‏ 
و الطاهر المنتجب الرضى‏ 
فاسمه من شامخ على‏ 
على اشتق من العلى (6)

علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

يا اهل بيت المصطفى النبى‏ 
خصصتم بالولد الزكى‏ 
ان اسمه من شامخ العلى‏ 
على اشتق من العلى (7)

و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود: 
انا الذى سمتنى امى حيدرة 
ضرغام اجام و ليث قسورة (8)

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حيدر جزو ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم ميشود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نموده‏اند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آنحضرت ايمان آورد و بمدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9)

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مينمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حاليكه ميگفت:

و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏ 
لدينا و لا يعبأ بقول الا باطل

يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و بسخنان بيهوده اعتناء نميكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگهميداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) بآنها داد. (10)

اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گويد:

و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏ 
و لقد صدقت و كنت قبل امينا 
و ذكرت دينا لا محالة انه‏ 
من خير اديان البرية دينا (11)

بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت:

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا 
نبيا كموسى خط فى اول الكتب (12)

شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:

و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13)

يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) .

بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اينمورد اشعار زيادى سروده‏اند كه در خاتمه اين فصل بچند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد.

ولدته فى حرم الاله امه‏ 
و البيت حيث فنائه و المسجد 
بيضاء طاهرة الثياب كريمة 
طابت و طاب وليدها و المولد 
فى ليلة غابت نحوس نجومها 
و بدت مع القمر المنير الاسعد 
ما لف فى خرق القوابل مثله‏ 
الا ابن امنة النبى محمد (14)

مادرش او را در حرم خدا زائيد در حاليكه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكيزه ببر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود.

در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره بهمراه ماه پديد آمده بود .

قابله‏هاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشاينده‏اند(يعنى هرگز مولودى مانند او بدنيا نيامده) بجز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.

پى‏نوشتها:

(1) حبشى‏هاى فيل سوار كه باصحاب فيل سوار كه باصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه بهلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت.

(2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب،عقيل،جعفر.

(3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـروضة الواعظين جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19

(4) فصول المهمه ص .14

(5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم.

(6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.

(7) ينابيع المودة باب 56 ص 255ـكفاية الطالب ص .406

(8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد،شير بيشه‏ام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.

(9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخـامالى صدوق مجلس 51 حديث .14

(10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139

(11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است.

(12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخـآيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

(13) ينابيع المودة باب 52 ص .152

(14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط حمید  | 
img/daneshnameh_up/3/37/ali3.jpg
+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

منمشتعلعشقعلیمچهکنم؟

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

یا علی گفتیم عشق

 

آغاز شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

همسر حضرت علی (ع) دختر پیامبراسلام(ص)، یعنی  حضرت فاطمه زهرا(ص) می باشد.

که خود حضرت الگوی ما مردان و همسر گرامیش الگوی خواهران عزیز می باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

نام : حمید

نام خانوادگی : کمورباش

ایمیل: kamourbash@yahoo.com 

یکی از عاشقان حضرت علی (ع) می باشم.

دوستداران این وبلاگ می توانند نظرات خود را در

 مورد این وبلاگ از طریق ایمیل اینجانب

به بنده ارائه دهند.

 

با تشکر  مدیریت وبلاگ : حمید    

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

حضرت علی (ع) در 13 رجب(23 سال قبل از هجرت)

 در کعبه به دنیا آمد.

نام مادر این حضرت فاطمه و نام پدر این حضرت عمران می باشد.

و بنا بر احترام به پدر حضرت علی (ع) ابوطالب می گویند.

حضرت علی (ع) 3 بردار دیگر هم داشت که نام آنها:

طالب ، جعفر ، عقیل می باشد

که حضرت از تمامی آنها کوچکتر می باشد.

حضرت علی (ع) از کوچکی در منزل پیامبر(ص) بزرگ شده اند

و با آداب و منش این پیامبر بزرگ پرورش یافتند

به طوری که پیامبر اسلام(ص) می فرماید:

من شهر علم و علی درب آن می باشد.

 

لقب حضرت علی (ع) امیر المومنین می باشد و

امام اوّل ما شیعیان می باشد و کنیه آن حضرت ابوالحسن می باشد.

حضرت علی (ع) در سن 33 سالگی به امامت رسیدند و

30 سال امامت کرد.

 و در سحرگاه 19 رمضان سال 40 ه.ق در نماز صبح

ضربه از ابن ملجعم مرادی لعنت الله علیه بر فرق این حضرت وارد شد.

و بعد از 3 روز در 21 رمضان و در سن 63 سالگی به شهادت رسیدند.

حرم حضرت علی (ع) در شهر نجف واقع در کشور عراق می باشد.

حضرت علی (ع) 12 پسر و 16 دختر داشت که 2 تا از پسران

حضرت به امامت رسیدند که نامشان امام حسن مجتبی و امام حسین(ع)

 می باشد.

نام کتاب حضرت علی (ع) نهج البلاغه می باشد

که جمعی از سخنان با ارزش این حضرت در آن جمع آوری شده است.

علی مولای من است

من بنده خدای او

علی آن مرد خدا

من آن جوان خدا جو

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

علی ای شاه عرب

علی ای مرد خدا

علی ای نور خدا

علی ای قاضی حق

علی ای حکم خدا

علی ای مولای حق

علی ای سالار غم

علی ای ارباب عشق

علی ای رویای من

علی ای شاه دل برها

علی ای ساقی وفا

علی ای جان محمّد

علی جانم فداری برق شمشیرت

علی ای حلال ترین مرد در زمین

علی علی علی علی علی علی

توکه نور خدا،عشق محمّدی ،خوش به حالت

این علی کیست که گویند امید اسلام است

این علی همان کسی است که پیامبر اسلام (ص) می فرمایید:

هرکه من مولای اویم پس علی مولای اوست.

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط حمید  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط حمید  | 
پیامبر اسلام (ص) می فرماید:

 

هرکه من مولای اویم پس علی مولای اوست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 3:20 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

امام حسن مجتبی(ع) می فرمایید:

هر کسی برای حضرت علی (ع) یک بیت شعر بگوید خداوند رحمان در جهان آخرت یک قصر به او هدیه می دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

نام پدر حضرت علی (ع) عمران می باشد.

بنا به احترام در اکثر کتاب های تاریخی و دینی به نام ابی طالب شناخته شده است.

چون در عرب ها  شخص محترم ربا ا نام پسر بزرگ آن خانواده می نامند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

به نام خداوندی که حق را بر علی نازل نمود

بزرگترین گناه ترس است          بزرگترین تفریح کار است          بزرگترین بلا نو میدی است

بزرگترین شجاعت صبر است     بزرگترین استاد تجربه است       بزرگترین اسرار مرگ است   بزرگترین افتخار ایمان است     بزرگترین سود فرزند نیک است    بزرگترین هدیه گذشت است

بزرگترین سرمایه اعتماد به نفس است

 آنچه بر قضاد قدر قائل آید صبر است           آنچه آدمی را صیقل می دهد کار است

آنچه کهنه اش بهتر است دوست است       آنچه که از علم بهتر است تجربه است

آنچه برای مزد ننگ است غصه است         آنچه پیش از مرگ آدمی را می کشد نومیدی است

آنچه هر قدر دراز باشد کوتاه است عمر است         آنچه کمش زیاد است دشمن است

آنچه که از یادش هم کم است ایمان وجوانمردی است

این سخنان گران بها از نام آور حق حضرت علی (ع)  است

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط حمید  | 

نام علی : هدایت

درس علی : عدالت

راه علی : سعادت

حب علی : لیاقت

کار علی : شفاعت

عشق علی : شهادت

ذکر علی : عبادت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط حمید  |